خانه | شناخت نامه زندگی و آثار | اشعار | مقالات | سخنرانی ها | داستان ها | گفت و گو ها | نامه ها | ترجمه ها | پژوهش ها | مطبوعات | تصاوير و صداها | دفتر نظارت

دلاور برخيز!

گابريل  گارسيا ماركز

براي ارنستو چه‌گوارا

و مرد افتاده  بود

يكي  آواز داد: دلاور برخيز!

و مرد هم چنان  افتاده  بود

دوتن  آواز دادند: دلاور برخيز!

و مرد هم چنان  افتاده  بود

ده ها تن  و صدها تن  خروش  برآوردند: دلاور برخيز!

و مرد هم چنان  افتاده  بود

هزاران  تن  خروش  برآوردند: دلاور برخيز!

و مرد هم چنان  افتاده  بود

تمامي  آن  سرزمينيان  گردآمده ، اشك ريزان  خروش برآوردند:

دلاور برخيز!

و مرد به پاي  برخاست

نخستين  كس  را بوسه اي  داد

و گام  در راه  نهاد

در كتاب  زنده  باد چه گوارا كه  نوشته هايي  در بزرگ داشت  ارنستو چه گواراست و  فرهاد فراهانی ترجمه اش کرده، شعري  آمده  زير عنوان ماسا   (Masa)   پرو.  اثر سزار واليه خو از كشور پرو. با توجه  به  اين كه  در همين  كتاب ، اين  شاعر متولد 1895 و درگذشته  به  سال  1939 معرفي  شده ، اين طور استنباط مي شود كه  اين  شعر به  چه گوارا تقديم  نشده  است ، چرا كه  وقتي  اين  شاعر چشم  از دنيا فرو بسته ، چه گوارا، يازده  ساله  بوده  (متولد چهاردهم ژوئن  1928).

با هم  شعر «سزار واليه خو» را كه  در كتاب  زنده  باد چه گوارا آمده ، مي خوانيم:

در پايان  جنگ  وقتي كه  جنگجو كشته  شد،

مردي  بر بالينش  آمد و گفت : نمير، دوستت  دارم

اما افسوس ، جسد بي جان  برجاي  ماند

****

دو مرد نزديكش  آمدند و تكرار كردند

ما را ترك  نكن ، شجاع باش ، برگرد!

اما افسوس  جسد بي جان  برجاي  ماند

****

سپس  بيست ، صد، هزار، پانصد هزار آمدند و تكرار كردند

آيا اين همه  عشق  نمي تواند كاري  عليه  مرگ  انجام  دهد؟

اما افسوس  جسد بي جان  برجاي  ماند

****

پس ، ميليون ها تن  جمع  شدند، احاطه اش  كردند و تمام شان  فرياد زدند:

برادر ما را ترك  نكن!

اما افسوس  جسد بي جان  برجاي  ماند

****

پس  تمام  مردان  روي  زمين  جمع  شدند

جسم  غمگين  آن ها را ديد و حركت  كرد،

به آرامي  برخاست  و اولين  نفر را بوسيد

و بعد به راه  افتاد...

 


 
 بالاي صفحه | چاپ | تماس

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دفتر نظارت بر حفظ و نشر آثار احمد شاملو می باشد.
استفاده از مطالب با ذکر نشاني سايت بلامانع است
.